تبليغاتX
رویا

من پذیرفتم شکست خویش را

پند های عقل دوراندیش را

میروم از رفتن من شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

میروم شاید حالت کمی بهتر شود

در نبودم غصه هایت کمتر شود

من پذیرفتم که قلبم ساده بود

در میان خدعه و نیرنگ افتاده بود

نیک میدانم که خوش رفتی ز دست

قلب نامردت همه درها را بست

ذره ای از برایم جا نداشت

این دل تو غصه ی ما را نداشت

من چه بیهوده شدم افسون تو

عاشق بی پا و سر مجنون تو

قلب من یک قلب ساده بود و بس

تو ولی هر لحظه در پی یک هوس

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 17:47  توسط رویا | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 14:47  توسط رویا | 

یه نفرخوابش میاد و واسه ی خواب جا نداره
یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره

یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره
می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره

یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش
اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره

بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره
انتخابم می کنه ، پولشو اما نداره

یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه
اون یکی مداد برای آب و بابا نداره

یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی
اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره

یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه می خواد
مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره

یکی هر هفته یه روز پزشکشون میاد خونش
یکی داره می میره ، خرج مداوا نداره

یکی انشاشو می ده توی خونه صحیح کنن
یکی از بر شده درد و ، دیگه انشا نداره

یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا عالمی
یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره

تو کلاس صحبت چیزی می شه که همه دارن
یکی می پرسه آخه چرا مال ما نداره

یکی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا
یکی انقد دیده که میل تماشا نداره

یکی از واحدای بالای برجشون می گه
یکی اما خونشون اتاق بالا نداره

یکی جای خاله بازی کلاس شنا می ره
یکی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره

یکی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره
یکی طاقت واسه ی صدور ویزا نداره

یکی فکر آخرین رژیمای غذاییه
یکی از بس که نخورده شب و روز نا نداره

یکی از بس شومینه گرمه می افته از نفس
یکی هم برای گرمای دساش ها نداره

دخترک می گه خدا چرا ما ... مادرش می گه
عوضش دخترکم ، او خونه لیلا نداره

یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه
هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره

یکی آزمایش نوشتن واسش ،‌اما نمی ره
می گه نزدیکیای ما آزمایشگا نداره

بچه ای که تو چراغ قرمزا می فروشه گل و
مگه درس و مشق و شور و شوق و رؤیا نداره

یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه
پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره

یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم
دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره

بعضی قلبا ولی دنیایی واسه خودش داره
یه چیزایی داره توش که توی دنیا نداره

همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما
این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره

خدا به هر کسی هر چیزی دلش می خواد بده
همه چی دست اونه ،‌ربطی به شعرا نداره

آدما از یه جا اومدن ، همه می رن یه جا
اون جا فرقی میون فقیر و دارا نداره

کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت
یا نمی شه ، یا نمی خوام ، یا نشد ، یا نداره

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 16:58  توسط رویا | 
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 15:16  توسط رویا | 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 17:1  توسط رویا | 

حسرت ديده بي تاب تو بيمارم کرد

آن نگاه نگرانت دل تبدار مرا خوابم کرد

بي جهت نيست که مست رخ زيباي تو ام

لب گلگون تو در دشت خزان آبم کرد

مستي ام جام نگاهي ز افق هاي تو بود

آه ،آن صورت مهتاب تو در خوابم کرد

شهر را از تب بيماري من جايي نيست

راه گم کرده به دنبال تو آواره و ويرانم گرد

اشکم از ديده به گرماي نفسهاي تو بود

جام اندوه تو مر
ا همره و همرام کرد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 17:21  توسط رویا | 
گفتم دل جان بر سر کارت کردم

هر چیز که داشتم نثارت کردم

گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی

ان من بو دم که بی قرارت کردم

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 11:54  توسط رویا | 

 

گفتم مرو ای بود من ای تار من ای پود من
اتش مشو دودوم مکن اینگونه نابودم مکن
عشق تو شد دمساز من پایان من اغاز من
بندی شدم بازم مکن دیوانه از نازم مکن
غافل نشو از یاد من بشنو دمی فریاد من
اینگونه ناشادم مکن پر بسته ازادام مکن
اخر تو هستی جان من پیمان من ایمان من
دیگرپریشانم مکن رو به رقیبانم مکن
ای عشق اتش زای من سرمایه سودای من
از عالمی پروا مکن عاشق شدی حاشا مکن
اخر بگو این شور وشر در قلب تو دارد اثر؟
با بوشه ای همچو شک گفت: از تو قدری بیشتر

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 11:52  توسط رویا | 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 22:15  توسط رویا | 
زندگی اجبار است   

                       مرگ انتظار است               

                                                      عشق یک بار است

جدایی دشوار است

                         فکر تو تکرار است 

                                                       اگر رفتم یادم کن

اگر مردم خاکم کن 

                       اگر ماندم 

                                                به مهر خود شادم کن                                 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 11:26  توسط رویا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام دوستان عزیزم از این که به وبلاگ من سر زدین خوشحالم و خوشحالتر میشم اگه برام نظر بذارین

نوشته های پیشین
آبان 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
آرشیو موضوعی
زندگی
پیوندها
خورشيد و ماه
تنها در شب
دانلود و مطالب اموزشي اميگو
اسانترين روش هك در ياهو
لالايي براي زندگي
صداي عشق
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM